برای ما ایرانیها که از در و دیوارمان شعر و «شِر و وِر» میبارد شاید عبارت «شبی در میان و خدا مهربان» چندان توجهی را جلب نکند؛ اما یک وقتی هم ممکن است بکند! اگر مثلاً یک جای عجیب باشد. کما اینکه برای من خیلی جلب توجه کرد؛ میدانید چرا؟
دنبال املای صحیح نام یک مستشرق فرانسوی بودم که به سنگ قبری برخوردم. زیر نامش و نام همسرش و توضیحاتی که به فرانسوی در بارهاش نوشته بودند، از قبیل توضیحاتی که تا چند سال قبل روی سنگ قبرهای خودمان هم مینوشتند و میگفتند طرف چه کاره بوده و چرا مرده ولی حالا دیگر نمینویسند، به فارسی و با قلمی شبیه قلم چاپخانۀ بریل که بیش از صد سال پیش کتابهایی به فارسی و عربی چاپ میکرد نوشته بود: «شبی در میان و خدا مهربان».
همین یک جمله و همین یک تصویر کافی بود که قلبم فشرده بشود و برای دقایقی مکث کنم و چشمانم نم بردارد و تا همینجا هم دوست دارم که صاحب قبر از آنهایی باشد که من دوستشان دارم و بروم یک جای خوب در خیالم بهش بدهم و یادداشتم را هم همینجا تمام کنم؛ اما گمان میکنم بهتر است بروم سراغش و ببینم که بوده است و چه کار کرده است:
ژِمْزْ دارْمِسْتِتِر [۱] متولد ۱۸۴۹ در فرانسه بود و ۴۵ سال عمر کرد تا زیر این سنگ قبر به خاک سپرده شد و پیش از مرگش بزرگترین صاحب نظر در موضوع تخصصش در جهان بود. [۲] او استاد مطالعات زرتشتی و ادبیات ایران باستان بود و مترجم زندِ اوستا به انگلیسی و فرانسوی. از مهمترین آثار او کتابی است در دو جلد با عنوان مطالعات ایرانی [۳] که عنوان جلد اول آن مطالعاتی دربارۀ دستور تاریخی زبان فارسی است و حاوی مطالب مهمی دربارۀ فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو [۴] و جلد دومش حاوی مقالاتی گوناگون دربارۀ تاریخ و ادبیات فارسی است. او در ۲۵ سالگی به عضویت انجمن آسیایی پاریس درآمد و چندی پس از آن تا پایان عمر دبیر این انجمن بود. او همچنین استاد کرسی زبان و ادبیات فارسی کولژ دو فرانس [۵] بود.
قدری گشتم اما چیز زیادی از زندگی شخصیاش نیافتم جز اینکه ژِمز فرزند یک صحافِ آلمانیِ فقیر بود که به فرانسه مهاجرت کرده بود و برای فراهم کردن امکانات تحصیلی بهتر برای فرزندانش به پاریس رفت. ژِمز از لحاظ جسمی ضعیف ولی بسیار باهوش بود. [۶] او اول عبری آموخت و مدتی هم درس حقوق خواند و کمی هم دنبال داستاننویسی و نمایشنامهنویسی بود [۷] بعد سانسکریت را یاد گرفت و پس از آن با تشویق استادش میشل بِرِآل [۸] دنبال مطالعات زرتشتی و ایرانشناسی رفت و اینکه نام همسر انگلیسیاش اَگْنِس مِری فِرَنْسِس رابینسِن [۹] بود و شاعر و نویسنده و مترجم مشهوری که سالها پس از او درگذشت و زیر همین سنگ خفته است. برای من همینها کافی است؛ همین یک جملۀ «شبی در میان و خدا مهربان».
1- James Darmesteter
۲- عسگر بهرامی. ذیل مدخل «دارمستتر، ژام».
3- Études iraniennes
۴- طهمورث ساجدی. «ژام دارمستتر، ایرانشناس فرانسوی». ص ۲۱۰.
5- Collège de France
6- Mary Boyce and MacKenzi, “DARMESTETER, JAMES”.
۷- عسگر بهرامی. ذیل مدخل «دارمستتر، ژام».
8- Michel Bréal
9- Agnes Mary Frances Robinson
کتابنامه
طهمورث ساجدی. «ژام دارمستتر، ایرانشناس فرانسوی». در: نامۀ فرهنگستان. شمارۀ ۳۶ (زمستان ۱۳۸۶): ۲۰۷ تا ۲۱۲.
عسگر بهرامی. ذیل مدخل «دارمستتر، ژام». در: دانشنامۀ جهان اسلام. زیر نظر غلامعلی حداد عادل. تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۸.
ذیل مدخل «دارمستتر، ژام». در: دایرةالمعارف فارسی. به سرپرستی غلامحسین مصاحب. تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۰.
Mary Boyce and D. N. MacKenzie. “DARMESTETER, JAMES”. In: Iranicaonline.
Agnes Mary Frances Robinson. The collected poems, lyrical and narrative. London: T.F. Unwin, 1902.