×

جستجو

کتاب «تصویر کلمه: مطالعه‌ای درباره آیات قرآنی در معماری اسلامی»

کتاب تصویر کلمه: مطالعه‌ای درباره آیات قرآنی در معماری اسلامی، اثر اریکا داد و شیرین خیرالله، از جمله مهمترین پژوهش‌ها درباره نسبت قرآن کریم با معماری دوره اسلامی است. جلد نخست این کتاب مشتمل بر مقدمه و هفت فصل است. داد در این جلد استدلال می‌کند که آیه‌های قرآن در هنر دوره اسلامی به مثابه نماد و نشانه‌ خدا به کار رفته  است، و کارکردی مشابه شمایل در هنر مسیحی دارد. او دیدگاه خود در این زمینه را پیشتر در مقاله‌ای با عنوان «تصویر کلمه»* منتشر کرده بود، و این جلد به نوعی گسترش یافته آن مقاله است. نویسنده در فصل نخست به مسئله ممنوعیت تصویر انسان و جانداران در تمدن اسلامی می‌پردازد. فصل‌های دو، سه و چهار به تحلیل کارکرد آیات قرآنی در تزیینات چهار بنای قبة الصخره در بیت‌المقدس، مقیاس النیل (نیل سنج) و مدرسه سلطان حسن در قاهره، و بیمارستان نوری در دمشق اختصاص دارد. فصل پنجم به آن دسته از آیات قرآنی می‌پردازد که در بناها کاربرد بیشتری داشته‌اند، و در فصل ششم نیز جاگیریِ آیات در بناها بررسی شده است.

جلد دوم با حجمی بیش از سه برابر جلد نخست، گزارشی است تفصیلی از آیات قرآنی که بر کتیبه بناهای دوره اسلامی نقش بسته‌اند. این گزارش در قالب سه نمایه و به صورت جدول‌هایی ارائه می‌شود. نمایه نخست، جدولی است با پنج ستون که به ترتیبِ سوره‌ها و آیات قرآن تنظیم شده است. ستون نخست به شماره آیه، ستون دوم به نام بنایی که آیه بر آن نقش بسته و شهری که بنا در آن جای دارد، ستون سوم به محل جاگیریِ کتیبه قرآنی در بنا مانند اینکه بالای محراب است یا در اطراف ورودیِ بنا و مانند آن، و نیز نوع خط کتیبه که کوفی یا نسخ و ... است، و ستون چهارم به تاریخ ساخت بنا بر اساس تقویم هجری و میلادی اختصاص دارد. در ستون پنجم نیز نام منبعی آمده است که اطلاعات مربوط به کتیبه را از آن استخراج کرده‌اند. نمایه دوم با توجه به اسامی کشورها مرتب شده است. در ستون‌های هر یک از جدول‌های این نمایه، اطلاعات مربوط به شهر، نام بنا، شماره سوره و آیه، محل جاگیری کتیبه در بنا، و تاریخ آن بیان شده است. نمایه سوم نیز همین گونه اطلاعات را با توجه به محل کتیبه‌ها در بنا و به تفکیک نوع بنا از مدرسه، آرامگاه، مسجد، و غیره آورده است.

با توجه به اینکه تکیه پژوهشگران در تهیه این نمایه‌ها، بر آثار چاپ‌شده تا سال 1974 میلادی بوده است (319-324)، طبیعی است که کاستی‌های آن آثار به این نمایه‌ها نیز راه یافته باشد. این نقص به ویژه درباره کتیبه‌های ایران بزرگ و ترکیه بسیار چشمگیر است (بنگرید: Denny, 1984: 162-163؛ Hillenbrand, 1984: 278؛ Blair, 1998: 213). برای نمونه، تنها هفت صفحه به بناهای ایران و آنچه از ایران در موزه‌های جهان نگهداری می‌شود اختصاص یافته (195-201) و فهرست کتیبه‌های قرآنی در بناهای افغانستان نیمی از یک صفحه را در بر گرفته است (165). نویسندگان خود محدودیت‌های این نمایه‌ها را در مقدمه جلد دوم به خوبی توضیح داده‌اند (x-vii). علیرغم این گونه کاستی‌ها، جلد دوم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، و به تعبیر هیلن‌برند تنظیم نمایه‌ها برای حدود 4000 کتیبه قرآنی، کاری است هرکول‌وار. (Hillenbrand, 1984: 278)

***

در ادامه این یادداشت، نکاتی را درباره برخی از مطالب جلد نخست این اثر یادآور می‌شوم (برای آشنایی بیشتر با زندگی‌نامه و کتاب‌شناسی آثار دیگر اریکا داد بنگرید به: Jessop, 2021: IX-XVI).

داد در ابتدای فصل نخست (7)، عامل یا عوامل موثر بر ممنوعیت تصویر ذی روح از دیدگاه مستشرقان را این گونه خلاصه می‌کند:

۱. هنر اسلامی متاثر از سنتی دیرپا در مشرق‌زمین در نفیِ تصاویرِ بازنمایانه بوده است.

۲. اسلامِ آغازین تصویر را با جادو مربوط می‌دانسته است و در نتیجه قائل به منع آن شده‌اند.* *

۳. هنر اسلامی متاثر از یهودیانی بوده است که به اسلام گرویده‌اند.

ادامه این فصل به نقد و ارزیابیِ این سه دیدگاه اختصاص دارد. نویسنده تاکید دارد که لازم است مسئله تصویر در هنر دوره اسلامی به نحو ایجابی تبیین شود و نه سلبی (8). به عبارت دیگر، در تلقیِ مستشرقان گویی تصویر واقعیتی بدیهی در هنر است و آنها می‌کوشند دلایل بی‌توجهیِ مسلمانان به این جنبه از هنر را تبیین کنند. داد اما با مروری بر دیدگاه‌های فیلسوفان باستان و نیز آبای کلیسا می‌کوشد نشان دهد از سده‌ها پیش از ظهور اسلام، دو انتخاب به موازات یکدیگر در هنر مطرح بوده‌اند: یک دیدگاه تصویر را به مثابه نمادی از خدا لحاظ می‌کرده است، و دیدگاه دوم معتقد بوده از آنجا که خدا، لوگوس (عقل یا کلمه) است، تصویرسازی به جای نزدیک ساختنِ ما به او، به سنت‌های کافرانه شباهت می‌بَرَد.

از برخی عبارات نویسنده چنین استنباط می‌شود که واژه «تصویر» در عبارت «تصویر کلمه» (Image of the word) ناظر به نسبت میان قرآن مُنزَل با لوح محفوظ است (16). با این همه، او ابعاد الهیاتی موضوع را با تفصیل بیشتری دنبال نمی‌کند و تمرکز اصلی‌اش بر کارکرد شمایلیِ متن قرآن در هنر دوره اسلامی باقی می‌ماند. در این فصل، به ویژه تلاش داد برای تبیین ترجیح کلمه در تمدن اسلامی بر تصویر، در زمینه اندیشه از عصر باستان تا سده‌های نخست هجری بسیار جذاب است.

نویسنده در فصل دوم به مناسبت بحث از کتیبه‌های قبة‌الصخره، به مسئله جاگیریِ آیات قرآن در شماری از ابنیه اسلامی در ارتفاعی بالاتر از امکان دیدِ انسانی می‌پردازد. شماری از پژوهشگران این واقعیت را مؤیدی بر کارکرد تزیینیِ آیات قرآن در کتیبه‌ها دانسته‌اند. توضیح آنکه وقتی آیه در موقعیتی است که به چشم بیینده نمی‌آید، چه رسد به اینکه قابل خواندن باشد، می‌توان نتیجه گرفت که برای سازندگان نیز جنبه تزیینیِ آن مطرح بوده است، و نه تناسب معناییِ آن با بنایی که در آن جای گرفته است. داد با رد این برداشت، این جاگیری را این گونه توجیه می‌کند که از نظر مسلمانان متن قرآن به خودیِ خود معنادار است و نیازی به این نیست که خوانده شود تا معنای آن محقق گردد. او همچنین به این اشاره می‌کند که هر مسلمانی از کودکی همه یا بخش‌هایی از قرآن را حفظ کرده است و در نتیجه ضرورتی ندارد که بتواند متن کتیبه‌ها را بخواند، بلکه از فاصله دور نیز شورانگیزی کلام الهی برای او محسوس است. برای توضیح بیشتر نیز کتیبه‌های قرآنی را با مجسمه‌های قدیسان در کلیساها و تصاویر شیشه‌های رنگی مقایسه می‌کند. همچنانکه دشواریِ رمزگشایی از برخی از این آثار، مورخ هنر را بر آن نمی‌دارد که بگوید این گونه آثار برای مسیحیان در سده‌های میانه صرفا جنبه تزیینی داشته‌اند، در بررسی کتیبه‌های قرآنی نیز داوری مشابهی موجه خواهد بود (24-26). توضیحِ داد، اطلاعات زیادی درباره نحوه ادراک و تجربه زیباشناختیِ این گونه آثار در میان مسلمانان در سده‌های گذشته در اختیار ما نمی‌گذارد و این پرسش همچنان باقی می‌ماند که با فرض پذیرش عمومیت حفظ قرآن در میان اعراب، در سرزمین‌های شرقی جهان اسلام که این موضوع به آن گستردگی نبوده است چگونه می‌توان معناداری کتیبه‌های قرآنی برای مخاطبان را تبیین کرد؟

از جمله نکته‌های جذاب کتاب، تصویر آیات با مضمون «شفا» در راست و چپ محراب بیمارستان نوری دمشق است (38). این آیات و جاگیری‌شان در آن مکان، تصویر عیسای مصلوب بر قاب تزیینی محراب ایزنهایم را پیشِ چشم می‌آورد. معروف است که مشاهده بدنِ رنجور عیسی و خشونت زخم‌هایش در نقاشی گرونوالد، اسباب تسلیِ بیماران در دیر سنت آنتونی بوده است. تصویر عیسی در این اثر به آنها یادآوری می‌کرده که در رنج طاعون تنها نیستند و پیش از آنها مسیح نیز دردهایی به مراتب سخت‌تر را تحمل کرده است. خواندنِ آیات در تصاویر سیاه و سفید این کتاب، حسی زنده از تجربه و احساس مشابه بیماران در بیمارستان نوری دمشق را رقم می‌زند.

با اینکه در بخش معظم چهارده سده گذشته، شکل‌گیری و تحولات هنر دوره اسلامی بر بنیاد قرآن بوده است، اما چه در مطالعات غربی و چه در پژوهش‌های مسلمانان، هنوز جایگاه محوری قرآن در این زمینه به درستی تبیین نشده است. شاهدی بر این فقر پژوهشی همین که علیرغم گذشت چهل سال از چاپ این اثر، و اینکه از همان دهه هشتاد میلادی ضرورت گسترش و روزآمدسازیِ آن با تکیه بر پژوهش‌های روزافزون درباره کتیبه بناهای اسلامی محسوس بوده، اما همچنان مفصل‌ترین پژوهشی است که در بحث از تحلیل آیات قرآن در هنر دوره اسلامی از آن یاد می‌شود (برای نمونه: پی‌نوشت شماره 65 در Flood, Necipoğlu, 2017: 42).

Dodd, Erica Cruikshank, and Shirin Khayr allah. 1981. The Image of the word: a study of quranic verses in Islamic architecture. Beirut: American University of Beirut.

***

پی‌نوشت:

* مشخصات این مقاله چنین است:

Dodd, Erica Cruikshank. 1969. “The Image of the Word,” Berytus 18: 35–79.

** آقای محمد مهدی احسانی‌فر با بررسیِ مجموعه احادیثی که تصویر را در پیوند با جادو مطرح کرده‌اند دو نتیجه جالب به دست داده است. نخست اینکه همه این احادیث به نقل از یهودیانِ نومسلمان به منابع حدیثی راه یافته‌اند و از جمله اسراییلیات شمرده می‌شوند. با اینکه برای تحلیل‌های دقیق‌تر نیازمند اعتبارسنجی و تاریخ‌گذاری تک‌تک این احادیث هستیم، ولی خود این مطلب با توجه به دیدگاه‌های یهود درباره تصویر، قابل تامل است. نکته دوم اینکه هیچ یک از فقیهان و محدثان سده‌های نخست در استدلال‌هایشان علیه تصویر، به نسبت آن با جادو اشاره نکرده‌اند. به بیان بهتر، آنچه پژوهشگرانی مانند کرسول درباره عاملیتِ پیوند تصویر با جادو، برای توضیح ممنوعیت تصویر در میان مسلمانان گفته‌اند (Creswell, 1946: 165-166) سابقه‌ای در نوشته‌های عالمان مسلمان سده‌های گذشته ندارد.

***

کتاب‌نامه

Blair, Sheila S. 1998. Islamic Inscriptions, Edinburgh: Edinburgh University Press.

Creswell, K.A.C. 1946. ‘The Lawfulness of Painting in Early Islam,’ In Ars Islamica 11-12: 159-166.

Denny, Walter B. 1984. [Review of The Image of the Word: A Study of Quranic Verses in Islamic Architecture, by E. C. Dodd & S. Khairallah]. Middle East Journal 38, no. 1: 162–63.

Dodd, Erica Cruikshank, and Shirin Khayr allah. 1981. The Image of the word: a study of quranic verses in Islamic architecture. Beirut: American University of Beirut.

Hillenbrand, Robert. 1984. “Erica Cruikshank Dodd and Shereen Khairallah, The Image of the Word, 2 Vols. (Beirut: 1981).” International Journal of Middle East Studies 16, no. 2: 278–80.

Jessop, Lesley. 2021. Passion, Serendipity, Curiosity, and the Making of an Art Historian. In Art and Material Culture in the Byzantine and Islamic Worlds, Studies in Honour of Erica Cruikshank Dodd. Edited by: Evanthia Baboula and Lesley Jessop. Leiden; Boston: Brill.

 

 

اشتراک مطلب
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
«مطالعات اسلامی چیست؟ رویکردهای اروپایی و آمریکای شمالی در حوزه‌ای پرچالش» | ویراست لیف استنبرگ و فیلیپ وود
مطالعه‌ی اسلام و مسلمین در اروپا و آمریکای شمالی در دهه‌های اخیر بسیار وسعت یافته و در حوزه‌هایی متمایز به بحث گذاشته شده است. در...
آرنای لوتسیا، نشانی از ویکتور هوگو بر پاریس: وجوه فراموش‌شده‌ای از هوگو (۱)
مهسا پور‌احمد
۲۲ مه سالگرد درگذشت ویکتور هوگو بود. ویکتور هوگویی که شاید برای خیلی از ما رمان‌نویسی قهار باشد. حال آنکه رمان‌نویسیِ صرف را شاید بتوان...
«Design Matters» | معرفی پادکست
دبی میلمن، نویسنده، گرافیست، و تصویرساز ساخت این پادکست را از سال ۲۰۰۵م آغاز کرده و طی این سال‌ها با بسیاری از طراحان، درباره‌ی زندگی...
پانوفسکی و بنیادهای تاریخ هنر | پاره‌ای دیگر از کتاب‌نگاشت توضیحی نظریه‌های تاریخ معماری و هنر
مهرداد قیومی بیدهندی
در دوران معاصر، هیچ کس به اندازه‌ی اروین پانوفسکی در تاریخ هنر اثرگذار نبوده است. با اینکه او در نزد مورخان هنر مشهور است، او...

وبگاه تاریخ‌پژوهی و نظریه‌پژوهی معماری و هنر